0/5
0رای
این پســت برای شما مفیــد بود ؟
  • 5عالی بود
  • 3خوب بود
  • 2معمولی بود
  • 1بد بود

نگاهی دقیق تر به قواعد بازی در زنجیره تامین گروه B مقاطع طویل فولادی

در پی خبر افزایش جسته و گریخته نرخ شمش القایی در برخی از مبادی این حوزه در آخر وقت روز چهارشنبه هفته گذشته و تاثیر بر قیمت تیرآهن و سایر محصولات فولادی و پیرو آن وصول مراتب اعتراض برخی از مبادی نورد این بار اما با جنسی متفاوت و از برخی دیگری از افراد همین مجموعه، در شرایطی که رکود در سمت تقاضای محصول نهایی به خصوص میلگرد آجدار به طور ملموس در لایه های پایین مرتبط با مصرف کننده نهایی وجود دارد؛ موضوع را پیگیری و نهایتا نتایج قابل تاملی پیرامون این موضوع قابل طرح گردید.

به طوری که بنا بر شنیده ها و البته رصد مستقیم بازار دیده می شد؛ علی رغم تلاش برای حفظ ثبات در اکثر مبادی حوزه نورد برای قیمت تیرآهن و میلگرد و مقاومت در برابر کاهش قیمت ها؛ سیگنال افزایش قیمت ۱۰ تومانی صادر شده از یکی از این مبادی به منظور تلاش برای نوسان گیری؛ و پیرو آن با ادامه یکی دو مبدا دیگر؛ از آنجایی که ظاهرا بدون هماهنگی درون صنفی صورت گرفته بود؛ با اعتراض شدید برخی از همکاران این گروه مواجه گردید؛

اما داستان چه بود که با اعلام افزایش نرخ این دو سه مبدا؛ اعتراض برخی دیگر از نوردی ها برانگیخته شد؟

بنا بر تجربه و آنالیز رفتار بازار گروه B در بلند مدت؛ به طور معمول اعلام افزایش قیمت محصولات فولادی از جمله قیمت تیرآهن و تلاش برای تغییر جهت بازار در حوزه نورد، اکثر اوقات معمولا هماهنگ شده و با برنامه ‌ریزی درون صنفی صورت می گیرد؛ بدین صورت که ظاهرا و معمولا گروهی از این نوردکاران گروه B در هر پروسه برنامه ‌ریزی برای نوسان گیری،

  • ابتدا منتظر فرصت مناسب مانده تا زمانی که با تخلیه کامل حباب حوزه شمش القایی مواجه شوند؛
  • با هماهنگی درون صنفی شروع به خرید و جمع آوری شمش با قیمت مناسب نموده
  • و پس از تجدید موجودی؛ مترصد موقعیت مناسب مانده و در نهایت به صورت هماهنگ با استارت افزایش قیمت تیرآهن و سایر محصولات و تحریک تقاضای پشت سد انتظار برای کاهش بیشتر؛ اقدام به تخلیه پتانسیل این سد و صید مطلوب می نمایند؛
  • شمش القایی ها هم به دنبال این حرکت نرخ کالای پیشنهادی خود را افزایش می دهند اما معمولا از خرید شمش در شرایط تند و تیز قیمت ها و در التهاب دو الی سه روزه بازار؛ خبری از خرید نوردی ها نخواهد بود تا فروکش کردن التهاب به وجود آمده ظرف این مدت و در پروسه بازگشتی دیگر؛ و این پروسه تکراری معمولا در رفتار گروه B دیده شده استاین بار اما وضعیت کمی متفاوت دیده شد؛

قیمت تیرآهن اصفهان

نوردکاران گروه B بر خلاف رفتار مواج بازار؛ این بار تلاش کردند تا در برابر کاهش قیمت محصولات فولادی از جمله قیمت تیرآهن و میلگرد و تخلیه حباب به وجود آمده در پروسه بازگشت مقاومت نمایند؛

تفاوت این بار در حوزه مصرف کننده

حوزه شمش القایی هم که مدتی است به این قواعد بازی تا حدودی آشنا شده و همانند حوزه نورد برای خود تا حدودی ستاد هماهنگی و گروهی مشترک دارند؛ با توجه به عدم تخلیه حباب و توقف پروسه بازگشت در سمت نورد؛ به عنوان واکنش و عکس العمل، به صورت متقابل در برابر کاهش و تخلیه حباب مقاومت نمودند؛

در راس همه این ها حوزه مصرف کننده هم این بار تا حدودی متفاوت ظاهر شد به طوری که تقاضای قابل توجهی در خلال این مقاومت ها به بازار منتقل نگردید؛ وجود صبر و انتظار و مقاومت در هر سه ضلع این مثلث، بازار را با قفل بسته مواجه نمود؛ نوردکار گروه B به دلیل ادامه پروسه مقاومت نتوانسته بود آن طور که باید موجودی شمش خود را با تبدیل به میلگرد به بازار تزریق و تخلیه نماید؛

هم چنان در انتظار تسلیم تقاضای بازار، مترصد فرصت مناسب بود که ناگاه دو الی سه همکار هم گروهی خارج از این قاعده بازی و ظاهرا بی موقع اقدام به فضاسازی افزایش قیمت روز تیرآهن و سایر محصولات برای جلب تقاضا به طرف خود نمودند که در واقع در زمانی اشتباه برای گروه هماهنگ نوردکار صورت گرفت؛

بازار هم چنان تحت تاثیر نوسانات ارزی

چراکه حوزه القایی که همواره و با دقت تمام نظاره گر رفتار حوزه نورد برای عکس العمل مناسب است؛ در اقدامی مشابه و بلافاصله با دریافت این سیگنال افزایشی، اقدام به افزایش متقابل قیمت‌ محصولات فولادی از جمله قیمت تیرآهن نمودند و در این در شرایطی بود که قسمت عمده گروه B نورد هنوز برای بارگیری مجدد شمش آماده نشده بود…

به عنوان یک تجربه ای دیگر؛ مرور تجربیات پیشین ثابت کرده است که هر گاه یک قسمت از مجموعه زنجیره تامین گروه B در مواجه با رفتار مواج بازار، مقاومت از خود نشان داده و در واقع در روند یا ماهیت رفتار مواج بازار با ایجاد وقفه، اختلال ایجاد کرده است؛ در نهایت خود از این اختلال به وجود آمده بیشترین صدمه را متحمل شده است.

تجربیات خروجی جلسات هم اندیشی سال ۹۵ و بازارسازی های شکننده آن سال، بهترین گواه برای اثبات این موضوع  هستند که مرور نتایج و بازتاب آن شاید تا حدودی این موضوع را روشن تر نماید. به هر حال بازار فولاد ایران با توجه به ساختار در هم تنیده ای که دارد، اغلب اوقات به سختی قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی بوده است؛

مضاف بر اینکه علاوه بر متغیرهای اثر گذار درون زنجیره‌ای؛ بی ثباتی و نوسانات شکننده  ارزی هم به پیچیده تر شدن مسئله دامن زده است.

۰
۰رای
این پســت برای شما مفیــد بود ؟
  • ۵عالی بود
  • ۳خوب بود
  • ۲معمولی بود
  • ۱بد بود

پیشنهاد می کنیم مطالعه کنید

0

سوالات و نظرات کاربران

نمایش موافق ترین ها
    0

    سوالات و نظرات کاربران

    اختیاری

    اشتراک گذاری