قرارداد EPC چیست؟ بررسی مزایا، معایب و انواع قرارداد

دسترسی سریع به محتوای این مطلب
قرارداد EPC یکی از مدل های مهم اجرای پروژه های بزرگ صنعتی و عمرانی است که در آن یک پیمانکار یا مجموعه واحد، مسئولیت مهندسی، تامین تجهیزات و اجرای پروژه را به صورت یکپارچه بر عهده می گیرد. این روش بیشتر زمانی استفاده می شود که کارفرما بخواهد هماهنگی میان طراحی، خرید تجهیزات و ساخت به یک طرف مشخص واگذار شود و پروژه بر اساس الزامات فنی و قراردادی تعیین شده تحویل گردد. در چنین پروژه هایی، نوسانات هزینه مواد اولیه و تجهیزاتی مانند قیمت آهن می تواند بر برآورد مالی، تامین مصالح و مدیریت ریسک پیمانکار تاثیر بگذارد. قرارداد EPC در پروژه هایی مانند نیروگاه ها، صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، تاسیسات صنعتی و برخی پروژه های زیرساختی کاربرد گسترده ای دارد و به دلیل تمرکز مسئولیت ها، مدیریت ارتباط میان بخش های مختلف پروژه را ساده تر می کند.
برای شناخت بهتر این روش باید تفاوت آن با قراردادهای متعارف پیمانکاری را در نظر گرفت. در یک نمونه قرارداد پیمانکاری ساختمان ممکن است طراحی، خرید مصالح و اجرای عملیات میان چند پیمانکار یا مشاور تقسیم شود، اما در قرارداد EPC معمولا یک طرف مسئول یکپارچه سازی سه بخش Engineering، Procurement و Construction است. قرارداد epc مخفف مهندسی، تامین و ساخت است. تمرکز این مسئولیت ها می تواند کنترل پروژه را برای کارفرما ساده تر کند، اما در مقابل بخش بیشتری از ریسک طراحی، تامین، زمان بندی و اجرا به پیمانکار منتقل می شود. در ادامه این مقاله از مرکزآهن، بررسی می کنیم که قرارداد EPC چیست و سپس ویژگی ها، کاربرد، انواع قرارداد epc و مزایا و معایب هر مدل به صورت جداگانه بررسی می شوند.
قرارداد epc چیست؟
قرارداد EPC مدلی یکپارچه برای اجرای پروژه است که در آن پیمانکار مسئولیت سه بخش اصلی مهندسی، تامین و ساخت را در برابر کارفرما بر عهده می گیرد. در این ساختار، کارفرما معمولا الزامات عملکردی، ظرفیت مورد انتظار، استانداردهای فنی و شرایط تحویل را مشخص می کند و پیمانکار باید پروژه را بر اساس همان الزامات طراحی و اجرا کند. تمرکز مسئولیت در یک مجموعه، هماهنگی میان مراحل مختلف را افزایش می دهد، اما همزمان ریسک بیشتری از نظر طراحی، هزینه، زمان بندی و عملکرد نهایی بر عهده پیمانکار قرار می دهد. به همین دلیل، موضوعاتی مانند ضمانت انجام تعهدات، تاخیر، تغییرات کار و فسخ قرارداد پیمانکاری باید با دقت در متن قرارداد تعیین شوند. در الگوهای EPC/Turnkey فیدیک نیز اصل بر این است که یک نهاد مسئول مهندسی، تامین و ساخت باشد و تاسیسات آماده بهره برداری را مطابق الزامات کارفرما تحویل دهد.
سه حرف EPC از سه مرحله مرتبط تشکیل شده اند. مهندسی (Engineering) شامل مطالعات فنی، طراحی، تهیه نقشه ها، محاسبات و تعیین مشخصات تجهیزات است. تامین (Procurement) به انتخاب تامین کنندگان، خرید تجهیزات و مصالح، کنترل کیفیت، حمل و تحویل اقلام مورد نیاز پروژه مربوط می شود. ساخت (Construction) نیز عملیات اجرایی، نصب تجهیزات، هماهنگی کارگاه، آزمایش ها و آماده سازی پروژه برای تحویل را شامل می شود. بنابراین، اگر پرسش این باشد که قرارداد epc مخفف چیست، پاسخ Engineering, Procurement and Construction است. تفاوت اصلی این روش با بسیاری از قراردادهای سنتی در پیوستگی این سه مرحله و وجود یک مسئول اصلی برای هماهنگی آنها است. این ساختار می تواند زمان هماهنگی میان طراح، تامین کننده و مجری را کاهش دهد، اما حدود مسئولیت هر طرف باید در اسناد قرارداد به روشنی مشخص شود.

ویژگی های قراردادهای epc
قراردادهای epc به دلیل یکپارچه بودن مسئولیت طراحی، تامین و اجرا، ساختار متفاوتی نسبت به بسیاری از روش های سنتی پیمانکاری دارند. مهم ترین ویژگی این قراردادها، تمرکز مسئولیت پروژه در اختیار یک پیمانکار اصلی است؛ به طوری که کارفرما به جای هماهنگی مستقیم با چند طراح، تامین کننده و مجری، با یک طرف قراردادی اصلی ارتباط دارد. این ویژگی باعث می شود مرز مسئولیت ها روشن تر باشد و در صورت بروز مشکل در طراحی یا اجرا، تعیین طرف مسئول ساده تر شود. از دیگر ویژگی های قرارداد EPC می توان به تعریف دقیق الزامات کارفرما، تعیین معیارهای عملکردی پروژه، برنامه زمان بندی مشخص و توجه ویژه به زمان تحویل اشاره کرد. در بسیاری از پروژه های EPC، کارفرما نتیجه و عملکرد مورد انتظار را مشخص می کند و پیمانکار مسئول انتخاب راهکار فنی مناسب برای دستیابی به آن خواهد بود.
انتقال بخش قابل توجهی از ریسک های پروژه به پیمانکار نیز از ویژگی های مهم این مدل است. پیمانکار باید ریسک های مربوط به طراحی، خرید تجهیزات، هماهنگی فعالیت ها، اجرای عملیات و دستیابی به عملکرد تعیین شده را در قیمت و برنامه خود لحاظ کند. در برخی الگوهای استاندارد EPC/Turnkey، قطعیت بیشتر درباره هزینه نهایی و زمان تکمیل پروژه نیز مورد توجه قرار می گیرد؛ هرچند این موضوع به مفاد دقیق قرارداد و نحوه تقسیم ریسک بستگی دارد. در مقابل، کارفرما معمولا کنترل مستقیم کمتری بر جزئیات طراحی دارد و باید الزامات فنی و عملکردی خود را از ابتدا با دقت تعریف کند. بنابراین، قرارداد epc زمانی عملکرد مناسبی دارد که محدوده پروژه، مسئولیت طرفین، استانداردهای فنی، روش پرداخت، شرایط تغییرات و معیارهای تحویل به صورت شفاف در اسناد قرارداد مشخص شده باشند.
کاربرد قرارداد EPC در صنایع
کاربرد قرارداد EPC بیشتر در پروژه هایی دیده می شود که طراحی تخصصی، تامین تجهیزات و عملیات اجرایی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و کارفرما ترجیح می دهد مسئولیت اصلی این مراحل را به یک پیمانکار واحد بسپارد. صنایع نفت، گاز و پتروشیمی از مهم ترین حوزه های استفاده از این روش هستند؛ زیرا اجرای پالایشگاه، واحد فرآیندی، خطوط انتقال و تاسیسات جانبی نیازمند هماهنگی دقیق بین طراحی مهندسی، خرید تجهیزات تخصصی و عملیات نصب و راه اندازی است. در صنعت انرژی نیز قرارداد EPC برای ساخت نیروگاه های حرارتی، نیروگاه های خورشیدی، تاسیسات ذخیره انرژی، پست های برق و خطوط انتقال فشار قوی مورد استفاده قرار می گیرد. بانک جهانی نیز EPC و قراردادهای Turnkey را از روش های رایج برای پروژه های بزرگ و پیچیده انرژی، به ویژه نیروگاه ها و زیرساخت های انتقال برق معرفی می کند.
این مدل در پروژه های آب و فاضلاب، کارخانه های صنعتی، واحدهای تولیدی و برخی زیرساخت های حمل و نقل نیز قابل استفاده است. برای مثال، احداث تصفیه خانه آب یا فاضلاب می تواند شامل طراحی فرآیند، خرید پمپ ها و تجهیزات تصفیه، اجرای سازه ها و نصب سیستم های مکانیکی و برقی در قالب یک قرارداد یکپارچه باشد. در پروژه های زیرساختی مانند خطوط ریلی، پل ها، سدها و تاسیسات انتقال نیز امکان استفاده از قرارداد epc وجود دارد، به شرط آنکه محدوده کار و الزامات عملکردی پروژه به روشنی تعریف شده باشند. بنابراین، انتخاب این روش صرفا به نوع صنعت وابسته نیست؛ پیچیدگی فنی، میزان قطعیت مورد انتظار درباره زمان و هزینه، نحوه تامین مالی و توانایی پیمانکار برای مدیریت یکپارچه طراحی، تامین و اجرا نیز در انتخاب قرارداد EPC نقش اساسی دارند.
انواع قرارداد EPC
انواع قرارداد epc بر اساس دامنه مسئولیت پیمانکار و میزان مشارکت او در مراحل تکمیلی یا تامین مالی پروژه از یکدیگر تفکیک می شوند. ساختار پایه در همه این مدل ها بر سه بخش مهندسی، تامین و ساخت استوار است، اما ممکن است مسئولیت هایی مانند راه اندازی، تامین منابع مالی یا معرفی تامین کننده مالی نیز به وظایف پیمانکار اضافه شوند. به همین دلیل، هنگام بررسی انواع قرارداد پیمانکاری epc باید مشخص شود که کارفرما دقیقا چه خدماتی را از پیمانکار انتظار دارد و کدام ریسک های فنی و مالی به او منتقل می شوند. برای نمونه، EPCC علاوه بر مهندسی، تامین و ساخت، مرحله Commissioning یا راه اندازی را نیز در محدوده مسئولیت پیمانکار قرار می دهد؛ کاربرد این ساختار در پروژه های صنعتی و انرژی نیز در منابع تخصصی و نمونه های مناقصه بین المللی دیده می شود.
مدل های EPCF، EPCFF و EPC+F بیشتر زمانی مطرح می شوند که تامین مالی پروژه نیز در کنار اجرای فنی اهمیت داشته باشد. در EPCF، مسئولیت مهندسی، تامین، ساخت و تامین مالی با ساختار قراردادی پروژه ترکیب می شود. EPC+F نیز برای پروژه هایی به کار می رود که پیمانکار علاوه بر اجرای EPC، در فراهم کردن یا سازماندهی منابع مالی نقش دارد؛ نمونه های رسمی مناقصه ای نیز از عنوان Engineering, Procurement and Construction Plus Financing استفاده کرده اند. در برخی منابع قراردادی ایران، EPCFF به مدلی اشاره دارد که تامین مالی و راه اندازی نیز در مسئولیت پیمانکار قرار می گیرد. با این حال، نام گذاری این مدل های توسعه یافته در همه بازارها کاملا یکسان و استاندارد نیست؛ بنابراین محدوده واقعی تعهدات نباید صرفا از مخفف آن مشخص شود و باید از متن قرارداد استفاده شود.

قرارداد EPCC
قرارداد EPCC یکی از مدل های توسعه یافته قرارداد EPC است که علاوه بر مهندسی، تامین و ساخت، مرحله راه اندازی یا Commissioning را نیز به صورت مشخص در محدوده مسئولیت پیمانکار قرار می دهد. عبارت EPCC از Engineering, Procurement, Construction and Commissioning تشکیل شده است. در این روش، پیمانکار تنها مسئول طراحی و اجرای فیزیکی پروژه نیست، بلکه باید پس از تکمیل ساخت، تجهیزات و سیستم های نصب شده را آزمایش کرده و عملکرد آنها را برای ورود پروژه به مرحله بهره برداری بررسی کند. این ویژگی در پروژه هایی مانند پالایشگاه ها، واحدهای پتروشیمی، نیروگاه ها، کارخانه های صنعتی و تاسیسات فرآیندی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تکمیل عملیات ساختمانی به تنهایی به معنای آماده بودن مجموعه برای بهره برداری نیست.
در مرحله Commissioning، عملکرد تجهیزات، سیستم های برقی و مکانیکی، تجهیزات کنترلی و بخش های فرآیندی بر اساس مشخصات فنی پروژه آزمایش می شود. بسته به مفاد قرارداد، این مرحله می تواند شامل بررسی های پیش از راه اندازی، تست عملکرد، رفع نقص های احتمالی و آماده سازی مجموعه برای تحویل باشد. مزیت اصلی قرارداد EPCC این است که مسئولیت هماهنگی میان طراحی، خرید تجهیزات، ساخت و راه اندازی در اختیار یک پیمانکار قرار می گیرد و احتمال ایجاد اختلاف میان مجریان این مراحل کاهش می یابد. در مقابل، مسئولیت و ریسک پیمانکار نیز بیشتر خواهد بود؛ زیرا موفقیت پروژه فقط به تکمیل ساخت وابسته نیست و دستیابی به عملکرد مورد انتظار در مرحله راه اندازی نیز اهمیت دارد. نمونه های واقعی قرارداد EPCC در پروژه های بزرگ LNG، پالایشگاهی و هیدروژن نیز نشان می دهند که این مدل بیشتر برای تاسیساتی مناسب است که پیش از بهره برداری تجاری به آزمایش و راه اندازی یکپارچه نیاز دارند.
قرارداد EPCF
قرارداد EPCF یکی از مدل های توسعه یافته EPC است که علاوه بر مهندسی، تامین و ساخت، بخش تامین مالی پروژه را نیز در بر می گیرد. عبارت EPCF از Engineering, Procurement, Construction and Financing تشکیل شده است. در این ساختار، پیمانکار یا کنسرسیوم مجری علاوه بر مسئولیت های فنی و اجرایی، در فراهم کردن منابع مالی مورد نیاز پروژه نیز نقش دارد. تامین مالی ممکن است به وسیله خود پیمانکار، بانک ها، موسسات مالی، سرمایه گذاران یا نهادهای اعتبار صادراتی انجام شود و شیوه دقیق آن باید در اسناد قرارداد مشخص شود. این مدل معمولا برای پروژه هایی مناسب است که هزینه سرمایه گذاری اولیه بالایی دارند و کارفرما برای اجرای آنها به یک ساختار مالی هماهنگ با عملیات اجرایی نیاز دارد.
در قرارداد EPCF، بخش مالی باید همزمان با برنامه طراحی، خرید تجهیزات و ساخت پروژه مدیریت شود. به همین دلیل، توانایی پیمانکار تنها بر اساس سابقه مهندسی یا اجرایی ارزیابی نمی شود و ظرفیت او برای سازماندهی منابع مالی نیز اهمیت دارد. پروژه های نیروگاهی، آب و فاضلاب، زیرساختی، معدنی و صنایع بزرگ از جمله حوزه هایی هستند که امکان استفاده از این نوع قرارداد در آنها وجود دارد. یکی از مزیت های این مدل، ایجاد ارتباط منسجم میان تامین مالی و اجرای پروژه است که می تواند شروع پروژه های سرمایه بر را تسهیل کند. در مقابل، قراردادهای EPCF معمولا از نظر حقوقی و مالی پیچیده تر هستند و موضوعاتی مانند شرایط پرداخت، نرخ تامین مالی، ضمانت ها، تعهدات وام دهندگان و تقسیم ریسک باید به روشنی مشخص شوند. بنابراین، هنگام انتخاب این مدل، کارفرما باید علاوه بر توان اجرایی پیمانکار، ساختار تامین مالی پیشنهادی و هزینه واقعی منابع مالی را نیز به دقت ارزیابی کند.
قرارداد EPCFF
قرارداد EPCFF یکی از مدل های توسعه یافته EPC است که در آن دامنه مسئولیت پیمانکار نسبت به قرارداد EPC معمولی گسترده تر می شود. در منابع قراردادی مورد استفاده در ایران، این مدل معمولا برای حالتی به کار می رود که پیمانکار علاوه بر مهندسی، تامین تجهیزات و ساخت، مسئولیت تامین مالی و راه اندازی پروژه را نیز بر عهده دارد. به این ترتیب، پیمانکار باید از مرحله طراحی و تهیه تجهیزات تا اجرای عملیات، تامین منابع مالی و آماده سازی مجموعه برای بهره برداری را مدیریت کند. این ساختار بیشتر در پروژه های بزرگ صنعتی، نیروگاهی، نفت و گاز، پتروشیمی و طرح هایی کاربرد دارد که هزینه اولیه بالایی دارند و هماهنگی میان تامین مالی و عملیات اجرایی برای کارفرما اهمیت زیادی دارد.
یکی از تفاوت های مهم EPCFF با EPCF، اضافه شدن مسئولیت راه اندازی در کنار تامین مالی است. در نتیجه، پیمانکار تنها موظف به تکمیل عملیات فیزیکی پروژه نیست و باید مراحل لازم برای آزمایش سیستم ها، بررسی عملکرد تجهیزات و آماده سازی مجموعه برای بهره برداری را نیز انجام دهد. چنین ساختاری می تواند هماهنگی میان بخش های فنی، مالی و اجرایی را افزایش دهد، اما همزمان میزان ریسک و تعهد پیمانکار را نیز بیشتر می کند. توانایی تامین منابع مالی، مدیریت خرید تجهیزات، اجرای پروژه و انجام فرآیند راه اندازی باید پیش از انتخاب پیمانکار به دقت ارزیابی شود. همچنین باید توجه داشت که عنوان EPCFF یک اصطلاح کاملا یکسان و استاندارد در همه بازارهای بین المللی نیست؛ بنابراین شرح دقیق مسئولیت ها، نحوه تامین مالی، شرایط بازپرداخت، معیارهای راه اندازی و شیوه تحویل باید به طور شفاف در متن قرارداد مشخص شود.
قرارداد EPC+F
قرارداد EPC+F یکی از ساختارهای توسعه یافته EPC است که در آن اجرای مهندسی، تامین تجهیزات و ساخت پروژه با یک سازوکار تامین مالی همراه می شود. علامت +F در این عنوان به Financing اشاره دارد و نشان می دهد پیمانکار یا کنسرسیوم مجری، علاوه بر مسئولیت های فنی و اجرایی، در تامین یا سازماندهی منابع مالی پروژه نیز نقش دارد. این مدل بیشتر برای پروژه های بزرگ زیرساختی، نیروگاهی، انرژی و صنعتی مناسب است که برای شروع یا تکمیل عملیات به سرمایه قابل توجهی نیاز دارند. نمونه های رسمی بین المللی نیز از عبارت Engineering, Procurement and Construction Plus Financing برای پروژه های نیروگاهی و شبکه برق استفاده کرده اند. نحوه مشارکت پیمانکار در تامین مالی می تواند بر اساس قرارداد متفاوت باشد و ممکن است از طریق بانک ها، موسسات اعتباری، سرمایه گذاران یا سایر منابع مالی انجام شود.
در قرارداد EPC+F باید شرایط بخش مالی به همان اندازه بخش های فنی شفاف باشد. میزان منابع مورد نیاز، نحوه تامین سرمایه، شرایط بازپرداخت، تضمین ها، هزینه های مالی و زمان دسترسی به منابع باید پیش از آغاز پروژه تعیین شوند. یکی از مزایای این ساختار، هماهنگی بهتر میان برنامه تامین مالی و زمان بندی اجرای پروژه است؛ زیرا کمبود نقدینگی می تواند خرید تجهیزات یا پیشرفت عملیات را مختل کند. در مقابل، پیچیدگی حقوقی و مالی قرارداد افزایش پیدا می کند و کارفرما باید علاوه بر توان مهندسی و اجرایی پیمانکار، اعتبار مالی و ساختار پیشنهادی تامین سرمایه را نیز بررسی کند. عنوان EPC+F و EPCF در برخی پروژه ها با مفاهیم نزدیک به کار می روند.

مزایا و معایب قرارداد EPC
مزایا و معایب قرارداد EPC تا حد زیادی به نحوه تقسیم ریسک، کیفیت تعریف الزامات کارفرما و توانایی پیمانکار در مدیریت یکپارچه پروژه بستگی دارد. یکی از مهم ترین مزایای این روش برای کارفرما، وجود یک مسئول اصلی برای طراحی، تامین و ساخت است. این موضوع هماهنگی میان بخش های مختلف را ساده تر کرده و احتمال بروز اختلاف میان طراح، تامین کننده و مجری را کاهش می دهد. همچنین در بسیاری از قراردادهای EPC/Turnkey، کارفرما به دنبال قطعیت بیشتر درباره قیمت نهایی و زمان تکمیل پروژه است. فیدیک نیز Silver Book را برای پروژه هایی معرفی می کند که در آنها اطمینان بیشتر نسبت به هزینه و زمان تحویل اهمیت بالایی دارد.
مهم ترین مزایای قرارداد EPC عبارتند از:
- تمرکز مسئولیت طراحی، تامین و اجرا در اختیار یک پیمانکار اصلی
- کاهش نیاز کارفرما به هماهنگی مستقیم میان چند پیمانکار و تامین کننده
- امکان برنامه ریزی یکپارچه برای طراحی، خرید تجهیزات و عملیات ساخت
- افزایش قابلیت کنترل زمان تحویل و هزینه نهایی در صورت تعریف دقیق محدوده کار
- مشخص بودن معیارهای عملکردی و مسئولیت پیمانکار در تحویل پروژه
در مقابل، این ساختار چالش هایی نیز دارد. انتقال بخش بزرگی از ریسک های طراحی، اجرا و برخی شرایط پیش بینی نشده به پیمانکار می تواند قیمت پیشنهادی را افزایش دهد؛ زیرا پیمانکار هزینه پذیرش این ریسک ها را در پیشنهاد خود لحاظ می کند. همچنین اگر الزامات کارفرما ناقص باشد یا زمان کافی برای بررسی اطلاعات پروژه در اختیار پیشنهاددهندگان قرار نگیرد، استفاده از این مدل می تواند مشکل ساز شود. فیدیک نیز استفاده از Silver Book را در چنین شرایطی مناسب نمی داند.
در این مقاله مرکزآهن بررسی کردیم که قرارداد EPC چیست و آن را به عنوان یکی از روش های یکپارچه اجرای پروژه شناختیم که در آن مسئولیت مهندسی، تامین تجهیزات و ساخت به یک پیمانکار واگذار می شود. این ساختار باعث می شود هماهنگی میان مراحل پروژه ساده تر شود و کارفرما با یک طرف قراردادی اصلی در ارتباط باشد. در این مقاله، ویژگی ها، کاربرد قرارداد EPC در صنایع و انواع قرارداد epc شامل EPCC، EPCF، EPCFF و EPC+F بررسی شد. هر یک از این مدل ها دامنه متفاوتی از مسئولیت های فنی، اجرایی، مالی یا راه اندازی را پوشش می دهند. در کنار مزایایی مانند تمرکز مسئولیت، هماهنگی بیشتر و امکان کنترل بهتر زمان و هزینه، این روش می تواند ریسک و تعهدات برای پیمانکار ایجاد کند. بنابراین، انتخاب مدل باید بر اساس نوع پروژه، شیوه تامین مالی، تقسیم ریسک و الزامات کارفرما انجام شود.
سوالات متداول
مهم ترین ویژگی قرارداد EPC، یکپارچه بودن مسئولیت مهندسی، تامین و ساخت است. در این روش، یک پیمانکار اصلی مسئول هماهنگی مراحل مختلف پروژه و تحویل آن مطابق الزامات کارفرما خواهد بود.
کاربرد قرارداد EPC بیشتر در صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، نیروگاه ها، پروژه های آب و فاضلاب، صنایع معدنی، کارخانه های تولیدی و برخی پروژه های بزرگ زیرساختی دیده می شود.
تمرکز مسئولیت در یک پیمانکار، کاهش نیاز به هماهنگی مستقیم میان چند مجری، امکان مدیریت یکپارچه پروژه و مشخص بودن مسئول اصلی طراحی و اجرا از مهم ترین مزایای این قرارداد هستند.
از چالش های قرارداد epc می توان به انتقال بخش زیادی از ریسک به پیمانکار، اهمیت بالای تعریف دقیق محدوده کار و احتمال افزایش قیمت پیشنهادی به دلیل پذیرش ریسک های بیشتر اشاره کرد.
انتخاب میان انواع قرارداد epc به ماهیت پروژه، میزان پیچیدگی فنی، نیاز به راه اندازی، شیوه تامین مالی، نحوه تقسیم ریسک و توانایی فنی و مالی پیمانکار بستگی دارد.
در قرارداد EPC استاندارد، تامین مالی لزوما جزو مسئولیت پیمانکار نیست. در مدل هایی مانند EPCF یا EPC+F، پیمانکار یا کنسرسیوم می تواند در تامین یا سازماندهی منابع مالی پروژه نیز نقش داشته باشد.

